پشتیبانی: 09227758285
کارتون Peppa Pig (انیمیشن پپا پیگ) – فصل 1 – قسمت 26
Snow
در اپیزود 26 از فصل 1 Peppa Pig (انیمیشن پپا پیگ) ، ماجرا با روزی سرد و برفی آغاز میشود. صبح، پپا و جرج وقتی از خواب بیدار میشوند، متوجه میشوند که همه جا پوشیده از برف است. پپا از خوشحالی فریاد میزند: «نگاه کن، جرج! برف آمده!» جرج هم که همیشه از برف و سرما خوشش میآید، با هیجان به پنجره نگاه میکند و دستانش را به هم میکوبد.
مامی پیگ، که مشغول آماده کردن صبحانه است، میگوید: «قبل از اینکه بخواهید به بیرون بروید، باید لباسهای گرم بپوشید. حتماً کلاه، شال گردن و دستکشهایتان را هم بپوشید تا سردتان نشود.»
پپا و جرج با شوق زیاد به اتاقشان میدوند تا لباسهای زمستانیشان را بپوشند. پپا، که همیشه عاشق ماجراجویی در طبیعت است، با اشتیاق کلاه و شال گردنش را میپوشد و به جرج هم کمک میکند تا دستکشهایش را بپوشد. آنها خیلی زود آماده میشوند و با صدای بلند به پدر و مادرشان میگویند: «ما آمادهایم! برویم بیرون!»
وقتی پپا و جرج وارد حیاط میشوند، هوا خیلی سرد است و زمین کاملاً پوشیده از برف. پپا با هیجان میگوید: «نگاه کن، جرج! رد پاهای ما روی برف مانده!» هر دو شروع به راه رفتن روی برفهای تازه میکنند و از ردپایی که پشت سرشان میماند لذت میبرند. صدای خشخش برف زیر پاهایشان آنها را به خنده میاندازد.
پس از مدتی قدم زدن، پپا ناگهان یک مشت برف برمیدارد و به سمت جرج پرتاب میکند. جرج که کمی شوکه شده است، لبخندی به لب میآورد و او هم مشتی برف برمیدارد و به سمت پپا پرتاب میکند. بازی پرتاب گلولههای برفی بین آنها آغاز میشود و آنها با شادمانی گلولههای برفی به سمت هم پرتاب میکنند. صدای خندههایشان فضای حیاط را پر میکند.
بعد از اینکه از بازی پرتاب گلولههای برفی خسته میشوند، پپا پیشنهادی میدهد: «بیایید یک آدمبرفی بسازیم!» جرج با هیجان موافقت میکند. آنها شروع به جمع کردن برفها میکنند و یک توپ بزرگ برای بدن آدمبرفی میسازند. سپس یک توپ کوچکتر برای سر آن درست میکنند و با دقت آن را روی بدن میگذارند.
مامی پیگ و ددی پیگ از خانه بیرون میآیند تا ببینند بچهها مشغول چه کاری هستند. ددی پیگ که عاشق برفبازی است، به پپا و جرج کمک میکند تا آدمبرفیشان کاملتر شود. او با صدای خندهداری میگوید: «آدمبرفیتان کلاه و شال گردن هم میخواهد تا مثل شما گرم بماند!»
پپا میخندد و شال گردن قدیمیای از خانه میآورد و آن را دور گردن آدمبرفی میپیچد. جرج هم یک کلاه برای آدمبرفی میآورد و روی سرش میگذارد. ددی پیگ دستکشهای قدیمیای پیدا میکند و آنها را روی دستان آدمبرفی میگذارد. حالا آدمبرفی آنها کامل شده است، با کلاه، شال گردن و دستکشهای خودش!
پپا و جرج با افتخار کنار آدمبرفیشان میایستند و به شاهکارشان نگاه میکنند. پپا میگوید: «او خیلی زیباست! بهترین آدمبرفیای که تا حالا ساختهایم!» جرج هم که خیلی خوشحال است، با کلمه محبوبش میگوید: «دایناسور!» البته آدمبرفی هیچ شباهتی به دایناسور ندارد، اما جرج همیشه عاشق دایناسورهاست.
بعد از اینکه حسابی از بازی در برف لذت میبرند، مامی پیگ بچهها را صدا میزند که به داخل بیایند تا گرم شوند. او به آنها میگوید: «حالا وقت آن است که کمی کاکائوی گرم بنوشیم و کنار شومینه استراحت کنیم.» پپا و جرج با اشتیاق به داخل خانه میروند و دور شومینه جمع میشوند.
این قسمت از انیمیشن پپا پیگ یکی از زیباترین و شادترین لحظات کودکی را به تصویر میکشد؛ لذت بازی در برف و ساختن آدمبرفی که همیشه یکی از سرگرمیهای محبوب کودکان در روزهای برفی است. همچنین، این قسمت نشان میدهد که چگونه خانوادهها میتوانند با فعالیتهای ساده و دوستداشتنی مانند بازی در برف و ساختن آدمبرفی، لحظات خوشی را با هم سپری کنند.
دیدگاهی ثبت نشده!!!